رنگ پیشفرض

رنگ آبی سیر

رنگ سبز

رنگ خاکستری

رنگ نارنجی

 
 
دریافت (دانلود) نیاز های موسیقایی

دریافت (دانلود) نیاز های موسیقایی

پرتال موسیقی ایرانیان بخش دانلود نیاز های موسیقی را در بخش های زیر راه اندازی نمود.   دانلود فایلهای صوتی دانلود فایلهای آموزشی ویدیویی دانلود نرم افزار های عمومی و تخصصی موسیقی دانلود کتب آموزشی موسیقی دانلود پس زمینه های زیبا جهت استفاده در رایانه جزئیات
پرتال تخصصی موسیقی ایرانیان

پرتال تخصصی موسیقی ایرانیان

پرتال موسیقی ایرانیان بعنوان کاملترین مرجع موسیقی در ایران باهدف خدمت رسانی همه جانبه و کاملا رایگان به  تمامی علاقه مندان موسیقی شامل بخش های زیر راه اندازی شد. مرجع کامل موسیقی ایران و جهان تالار گفتگوی موسیقی وبلاگ موسیقی فروشگاه اینترنتی   امید است با همکاری دوستان عزیز بتوانیم گام مفیدی در راه ارتقای موسیقی برداریم. جزئیات
مباحث تخصصی موسیقی دیجیتال

مباحث تخصصی موسیقی دیجیتال

پرتال موسیقی ایرانیان در زمینه های زیر بانک اطلاعاتی کاملی را در دست راه اندازی دارد.   دریافت ریتم(استایل)انواع کیبورد الکترونیک دریافت نرم افزار های تخصصی دریافت فایلهای میدی و سانگ دریافت متن (لایریکس) آهنگ بررسی دستگاههای جدید بازار راهنمای خرید انواع ارگ و دستگاههای دیجیتال دیگر جزئیات
مباحث آموزشی عمومی و تخصصی

مباحث آموزشی عمومی و تخصصی

  پرتال موسیقی ایرانیان در زمینه های آموزشی اهداف زیر را دنبال مینماید:   موسیقی کودکان (ارف) آموزش تئوری موسیقی مباحث هارمونی سلفژ آواز آهنگسازی آشنایی با مشاهیر موسیقی جزئیات
 
 
 
 
محل کنونی شما: آموزش و اطلاعات موسیقی مقالات موسیقایی موسیقی درمانی و تاثیر موسیقی بر مغز
 
 

 

 
 
 
 


موسیقی درمانی و تاثیر موسیقی بر مغز

نامه الکترونیک چاپ PDF

موسیقی درمانی(Music Therapy):


بیوموسیقی شناسی (Biomusicology) مطالعه موسیقی از دیدگاه بیولوژیکی می باشد. این اصطلاح توسط  Nils. L. Wallin در سال 1991 ابداع گردید]1[. موسیقی یکی از جنبه های رفتاری انسان و بیانگر ویژگی های مختلف وی است و از آنجایی که انسان یک ارگانیسم زنده است دانش مطالعه موسیقی به عنوان قسمتی از علم بیولوژیک است.

بیو موسیقی شناس ها برروی دانش بیولوژیک و همچنین دانش و تئوری موسیقی تسلط دارند. سه شاخه اصلی بیوموسیقی شناسی عبارت است از : موسیقی شناسی تحولی (Evolutionary musicology)، موسیقی شناسی اعصاب ((Neuromusicology و موسیقی شناسی تطبیقی (Comparative musicology)
موسیقی شناسی تحولی به مطالعه سرچشمه موسیقی، صدای حیوانات، انتخاب فشارهایی که باعث تحول در موسیقی شد و همچنین به مطالعه تحول موسیقی و تحول در انسان می پردازد. موسیقی شناسی اعصاب به بررسی و مطالعه بخش هایی از مغز که در پردازش موسیقی در گیر هستند و پردازش های شناختی و عصبی از موسیقی و ظرفیت رشد موسیقی و مهارت های موسیقی می پردازد. موسیقی شناسی تطبیقی به مطالعه عملکرد ها و استفاده های موسیقی، مزایا و هزینه های ساخت موسیقی و ویژگی های سیستم موسیقی و رفتار موسیقیایی می پردازد.


بیوموسیقی شناسی در کاربرد های عملی تلاش می کند تا نگاه بیولوژیکی دقیق تری به استفاده های درمانی از موسیقی در پزشکی و درمان های روانشناسی ، استفاده گستردهاز موسیقی در ابزارهایی مانند فیلم و تلویزیون ، حاضر بودن موسیقی در تمامی اماکن عمومی و نفوذ آن برروی رفتار و تغییز سطح یادگیری، داشته باشد]2[.


موسیقی شناسی حیوانی (Zoomusicology) بر خلاف موسیقی شناسی انسانی (Anthropomusicology) در بیوموسیقی شناسی رایجتر است و بیوموسیقی شناسی بیشتر به موسیقی شناسی حیوانی می پردازد.


موسیقی درمانی دانش و حرفه ای است که به مطالعه ارتباط بین فرایند های درمانی و بیوموسیقی شناسی، آواشناسی موسیقی، تئوری موسیقی، آوا شناسی روانی، شناخت موسیقی تجسمی، زیبایی شناسی موسیقی و موسیقی شناسی تطبیقی می پردازد.


موسیقی درمانی یک فرایند کاملا شخصی و درونی است که در آن یک فرد درمانگر آموزش دیده در درمان با موسیقی، از موسیقی با تمامی ویژگی هایش (احساسی، روانی، فیزیکی، اجتماعی، زیبایی شناسی و معنوی) استفاده می کند تا فرد مورد درمان از نظر سلامتی بهبود پیدا کند. افراد متخصص در موسیقی درمانی در ابتدا سعی می کنند به فرد مورد درمان کمک کنند تا با مشاهده عملکردها و گزارش های کیفی شخصی از خودش، رفتارهای مختلف (عملکرد های شناختی، مهارت های حرکتی، احساسات و تاثیر پذیری ) شخصی اش را با استفاده از تجریبات موسیقی (مانند اواز خواند، نوشتن موسیقی، گوش دادن و بحث در مورد موسیقی و حرکت در موسیقی) بهبود دهد، به این ترتیب فرد می تواند به طور قابل مشاهده ای به اهداف درمانی برسد.
در سرویس های موسیقی درمانی ممکن است یک پزشک درمانگر یا یک تیم  متشکل از رشته ها مختلف علمی مانند پزشکان ، روانپزشکان، فیزوتراپیست ها و کاردرمان ها باشد.


متخصصین درمان با موسیقی معمولا تا حدودی در تمامی زمینه های درمانی و حرفه های کمک کننده مهارت دارند. بعضی از آنها معمولا از تمریناتی شامل عملیات تکاملی و توسعه ای (مانند ارتباط، توانایی های حرکتی و ...) برروی اشخاص با توجه به نیازشان استفاده می کنند و بعضی در افراد سالخورده از نوشتن و یا گوش دادن به موسیقی در فرایند های جهت دهی به خاطرات استفاده می کنند و بعضی برای توانبخشی های فیزیکی از فرایند های آرام سازی و پردازشی و سرگرمی های ریتمیک استفاده می کنند.


فارابی روانشناس و موسیقی شناس فارس-ترک (950-872) که در اروپا با نام "Alpharabius" شناخته می شود، در رساله خود با نام معنای عقل به موسیقی درمانی اشاره نموده است و در مورد تاثیرات درمانی موسیقی برروی روح بحث نموده است]3[.Robert Burton در قرن 17 ام در یکی از فعالیت های کلاسیک خود با نام تشریح مالیخولیا به این مسئله اشاره می کند که موسیقی و رقص در درمان بیماری های روانی به ویژه مالیخولیا دارای اهمیت هستند]4[،]5[،]6[.
موسیقی درمانی به عنوان یکی از روشهای درمانی پرمعنا و دارای اهمیت به شمار می رود. تا کنون موسیقی درمانی در اغلب کشورها در زمینه های مختلفی از جمله اصلاحات رفتاری کودکان، افزایش قدرت یادگیری، روان درمانی، حرکت درمانی، بیماری های قلبی، صرع و .... به کار گرفته شده است که مقالات بعدی به طور جزئی تر در مورد قدرت موسیقی در درمان بحث می شود.


مراجع:


1-Wallin, N. L. (1991): Biomusicology: Neurophysiological, Neuropsychological and Evolutionary Perspectives on the Origins and Purposes of Music, Stuyvesant, NY: Pendragon Press.
2- Wallin, Nils L./Björn Merker/Steven Brown (1999): "An Introduction to Evolutionary Musicology." In: Wallin, Nils L./Björn Merker/Steven Brown (Eds., 1999): The Origins of Music, pp. 5–6. ISBN 0-262-23206-5.
3-Amber Haque (2004), "Psychology from Islamic Perspective: Contributions of Early Muslim Scholars and Challenges to Contemporary Muslim Psychologists", Journal of Religion and Health 43 (4): 357-377.
4- The Anatomy of Melancholy, Robert Burton, subsection 3, on and after line 3480, "Music a Remedy"
5-"Humanities are the Hormones: A Tarantella Comes to Newfoundland. What should we do about it?" by Dr. John Crellin, MUNMED, newsletter of the Faculty of Medicine, Memorial University of Newfoundland, 1996.
6-Aung, Steven K.H., Lee, Mathew H.M., "Music, Sounds, Medicine, and Meditation: An Integrative Approach to the Healing Arts", Alternative & Complementary Therapies, Oct 2004, Vol. 10, No. 5: 266-270

 

 

موسیقی درمانی  (تاثیر موسیقی برروی مغز)

موسیقی و مغز دانشی است که در آن به مطالعه مکانیسم های عصبی که زمینه ساز رفتارهای موسیقی در انسان و حیوانات هستند پرداخته می شود. این رفتارها عبارتند از گوش دادن به موسیقی، اجرای موسیقی، آهنگسازی ، خواندن ، نوشتن و دیگر فعالیت های جانبی است. همچنین زیبایی شناسی و هیجانات موسیقی به مقدار زیادی به بنیاد مغز بستگی دارد. دانشمندانی که مشغول به کار در این زمینه هستند، در زمینه های علوم اعصاب شناختی، مغز و اعصاب ، آناتومی اعصاب ، روانشناسی ، تئوری موسیقی ، علوم رایانه و سایر زمینه های مرتبط آموزش هایی را می بینند.

در تصویر 1 فعالیت مغز انسان هنگام حس موسیقی نشان داده شده است.

گام یا دانگ صدا (زیر و بمی صدا) (Pitch)

هنگامی کهما یک گام یا دانگی از صدا (pitch) را می شنویم،بخشمربوط به سنجش گام و دانگ که در پرده اصلیگوش داخلی قرار دارد، عکس العمل نشان می دهد و سیگنال هایی را به کورتکس شنوایی در مغز می فرستد. مطالعات نشانمیدهدکهزمانی که سیگنالبه قشر شنوایی می رسد ،مناطقخاصیبرای هر بانداز دانگ صدا (pitch) در قشر شنوایی مغز وجود دارد بهطوریکهاین منطقهازبخش هایی از سلول ها تشکیل شده است که هر کدام نسبت به فرکانسهای خاصیحساس هستند کهاز دانگ های بسیار پایین تا بسیاربالا سازمان یافته اند]1[. این سازماندهی ممکن استپایدار نباشد وممکن است سلول هایی که نسبت به دانگ های (pitch)خاصی حساس هستند ممکن است در طول روزها و یا ماه ها تغییر کنند]2[.

ریتم یا آهنگ صدا (Rhythm)

مناطق کمربندی و وابسته به کمربندی نیمکره راستمغز در پردازشریتم و یا آهنگ صدا نقش دارد.هنگامیکهافرادآمادهنواختن یک ریتم  با فواصل منظم (1:2 یا 1:3) می شوند، کورتکس (قشر) قدامی نیمکره چپ مغز، کورتکس آهیانه ای (جداری) نیمکره چپ و سمت راست مخچه همگی فعال می شوند. در ریتم های مشکل ترو پیچیده تر مانند1:2.5، مناطقبیشتری درقشر مخو مخچهدرگیر می شوند]3[.ثبت سیگنال های مغزی (EEG) نیز یک رابطهبینفعالیت الکتریکیمغز ودرکریتمرا نشان می دهد. دو محقق به نامهای Snyderو Largeدر سال 2005 آزمایشی را برروی بررسیادراکریتمدر افرادبشر انجام دادندو به این نتیجه رسیدند که فعالیتدرباندفرکانسی گامای مغز** (30-60هرتز) مربوط به'ضرب ها'(beats) دریک ریتم ساده است.

** فعالیت الکتریکی مغز در باند گاما که فرکانسهاي 30 تا 60  هرتز را در بردارد که در همه جاي سر ديده مي شود و محققین اين باند را مرتبط با توجه تقويت شده، تعمق و مراقبه و تغيير حالت هوشياري مي دانند**.

دو نوع مختلف از فعالیت های باند گامای مغزی توسط این محققین یافت شد: که شامل فعالیت های القایی باند گاما و فعالیت های برانگیخته باند گاما می باشد. فعالیت های برانگیختهباند فرکانسی گاماپس از شروعهرتن(tone) درریتممشاهده می شد. سیگنال ناشی از این فعالیتها به صورت قله ها و فرورفتگیهایی که به طور مستقیم بهشروعدقیقهرتن از صدا مربوط می شدند، مشاهده شده است (قفل شده فازی) و زمانی که یک وقفه (فقدان یک ضربه) در ریتم وجود داشته باشد، ظاهر نمی شوند. فعالیت های القایی باند گاما به صورت قفل شده فازی نیستند، بلکه متناظر با هر ضرب (beat) ظاهر می شوند. با این حال، فعالیت هایالقایی باند گاماهنگامی که یک وقفه (فقدان ضرب) در ریتم وجود دارد فروکشنمی کنند و این مسئله نشان می دهد که احتمالا فعالیتهایالقایی باند گامامی تواند به عنوان یک مترونوم ** داخلی در مغز عمل کند که مستقل ازورودیشنواییاست.

** مترونوم یک ابزار الکتریکی و مکانیکی است که با تولید تیک های منظم برای نگاه داشتن ضرب و ریتم در هنگام نواختن موسیقی استفاده می شود**.

تونالیته، چگونگی یا رنگ صدا (Tonality)

سمت راست قشر شنواییدر هنگام درک دانگ صدا (pitch)، اجزای هارمونی، ملودی و ریتم  درگیر می شود ]3[. در طی یک مطالعه که توسط Peter Janataانجام شد، نشان داده شد که در قشر میانی پیش قدامی کورتکس (قشر) مغز، در مخچه، در شیار های گیجگاهی فوقانی دو نیمکره مغز و در چینهای سینوسی گیجگاهی فوقانی مغز که متمایل به نیمکره راست هستند، بخش هایی وجود دارد که حساس به تونالیته صدا هستند.

احساسات و هیجانات موسیقی

زمانی که ملودی های ناخوشایندی نواخته می شود، کمربند خلفی کورتکس (قشر) مغز فعال می شود که نشان دهنده حسی از کشمکش، ناسازگاری یا احساس درد است ]3[. نیمکره راست مغز که در رابطه با احساسات هست نیز می تواند در هنگام احساس درد به ویژه در زمان ترد اجتماعی، نواحی کمربندی را فعال کند. این مدرک در راستای مشاهدات مختلف باعث شده است که بسیاری از موسیقی شناسان، فلاسفه و متخصصین علوم اعصاب، احساسات را به تونالیته پیوند بدهند. البته این مسئله واضح به نظر می رسد زیرا تن ها در موسیقی شبیه مشخصه های توصیفی در تن های گفتاری انسان است که مضمون های احساسی را بیان می کنند.

امیوزیا (Amusia)

امیوزیایک نوع اختلال موسیقیایی است که به علت یک نقص در پردازش و تشخیص دانگ صدا (pitch) ایجاد می شود و همچنین حافظه موسیقی و بازشناخت آن را نیز شامل می شود. دو نوع امیوزیا وجود دارد: امیوزیای اکتسابی که به علت یک آسیب مغزی ایجاد می شود و امیوزیای مادرزادی که به علت یک پردازش خلاف قائده از موسیقی در هنگام تولد ایجاد شده است.

مطالعه برروی افراد مبتلا به امیوزیا نشان می دهد که پردازش های مختلفی در تونالیته گفتار و تونالیته موسیقی درگیر هستند. افراد مبتلا به امیوزیای مادر زادی توانایی تمیز دادن بین دانگ های (pitch) مختلف از صدا را ندارند، بنابراین نسبت به آهنگ های ناموزون و نواختن کلید های اشتباه در پیانو حسی ندارند. آنها همچنین نمی توانند یک موسیقی را بیاد بیاوند و یا یک ترانه را از حفظ بخوانند. اما انها هنوز الحان گفتار را می شنوند، برای مثال آنها می توانند بین دو جمله سوالی و یا خبری تمایز قائل شوند. که این مسئله حاکی از دو نوع پردازش مختلف از تونالیته گفتار و تونالیته موسیقی در مغز می باشد.

رابطه با زبان و کلام

پردازش گفتار فعالیتی است که بیشتر به نیمکره چپ مغز نسبت داده می شود تا نیمکره راست مغز، اما به هر حال نقش دو نیمکره در پردازش جنبه های مختلف از گفتار هنوز ناشناخته است. موسیقی توسط هر دو نیمکره مغزی پردازش می شود ]4[و ]5[. شواهد اخیر نشان می دهد که یک پردازش اشتراکی بین گفتار و موسیقی در سطح ادراکی وجود دارد]6[. نشان داده شده است که در موسیقی دان ها بخش گیجگاهی نیمکره چپ مغز توسعه یافته تر است و نشان داده شده است که آنها دارای حافظه لغات بالاتری هستند (chenو همکارانش). همچنین در سال 1992 توسط Cowellو همکارانش نشان داده شده است که در موسیقی دان ها بخش های قدامی تنه عصبی وصل کننده دو نیمکره مغزی (corpus callosum) توسعه یافته تر است. این مسئله توسط مطالعه انجام شده توسط Schlaugو همکارانش نیز تایید می شوند. ایشان در مطالعه خود نشان دادند که بخش های قدامی تنه عصبی وصل کننده دو نیمکره مغزی در موسیقی دانان کلاسیک در رنج سنی 21 تا 36 نسبت به افرادی که شناختی از موسیقی ندارند، بزرگتر است ]7[. بزرگتر شدن این ناحیه وصل کننده دو نیمکره حاکی از این است که ارتباط بیشتری بین دو نیمکره از مغز وجود دارد. این ارتباط بیشتر بین نواحی مختلف مغز ممکن است دلیل افزایش حافظه توسط موسیقی باشد.

مراجع

1-Arlinger, S.; Elberling, C.; Bak, C.; Kofoed, B.; Lebech, J.; Saermark, K. (1982). "Cortical magnetic fields evoked by frequency glides of a continuous tone". EEG & Clinical Neurophysiology 54 (6): 642–653. doi:10.1016/0013-4694(82)90118-3.

2-Janata P, Birk J, Van Horn J, Leman M, Tillmann B, Bharucha J. (2002). "The cortical topography of tonal structures underlying Western music". Science 298 (5601): 2167–70. doi:10.1126/science.1076262. PMID 12481131.

3-Tramo MJ. (2001). "Biology and music. Music of the hemispheres". Science 291 (5501): 54–6. doi:10.1126/science.10.1126/SCIENCE.1056899. PMID 11192009.

4-Koelsch, S., Gunter, T., Cramon, D., Zysset, S., Lohmann, G. & Friederici, A. (2002). "Bach Speaks: A Cortical Language-Network Serves the Processing of Music". NeuroImage 17 (2): 956–966. doi:10.1006/nimg.2002.1154. PMID 12377169.

5-Brown, S., Martinez, M. & Parsons, L. (2006). "Music and language side by side in the brain: a PET study of the generation of melodies and sentences". European Journal of Neuroscience 23 (10): 2791–2803. doi:10.1111/j.1460-9568.2006.04785.x. PMID 16817882.

6-Daltrozzo, J., Schön, D. (2009). Conceptual processing in music as revealed by N400 effects on words and musical targets. Journal of Cognitive Neuroscience, 21(10): 1882-1892.[1]

7-Strickland JS. (2001). "Music and the Brain in Childhood Development". Childhood Education 78: 100–3. http://findarticles.com/p/articles/mi_qa3614/is_200101/ai_n8950759/.

 

 

با تشکر از سایت نت آهنگ

Tags:
اخرین مقالات

اضافه‌ كردن نظر

لطفا از عبارات مناسب استفاده فرمایید.
با تشکر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی